آشی با یک وجب روغن برای فرهنگ رضاخانی/ ۱۰ ساعت انتظار کرمانشاهی ها برای عباسعلی

 

 شاید باورش سخت باشد که مردمی با زبان روزه و در فصل گرما چیزی حدود ۱۰ ساعت را در صف انتظار برای خریدن یک ظرف از آش معروف به انتظار می ایستند و لب به شکایت باز نمی کنند.

لذیذی و بوی جذاب آش ناب کرمانشاهی هر منتظری را در جایش آنچنان میخکوب می کند که حتی کج خلقی از پرداخت پول برای این خوراکی گران قیمت را هم از یاد می برد. آری حکایت حکایت آش عباسعلی است که به عنوان

ابزاری برای مقابله با حربه های رضاخانی در مقابله با اعتقادات مردم به میدان آمد و بر قزل باش ها و کلاه پهلوی ها به خوبی غالب شد.

عباس علی نام روحانی مبارزی بود که در مقابله با نقشه های دستگاه پهلوی برای از رونق انداختن مساجد دست به طبخ آش خوشمزه ای زد و در مسجد بعد از افطار آن را به رایگان در میان مردم توزیع کرد.

او که نام خود را بر این آش گذاشت شاید فکر نمی کرد چند ده سال بعد نیز برای آش او صف بکشند یا دست پخت او در جشنواره های متعدد طبخ پخت و غذا مقام اول را کسب کند.

آش عباسعلی سفره نشین همه ساله افطار های کرمانشاهیان است و کوچه های شهر در غروب های ماه مبارک رمضان با عطر بوی این غذای خوشمزه کاملا انس گرفته اند.

          

قدیمی‌ترین انیمیشن صخره‌ای جهان

ایرانیان از بدو تاریخ زمینه ساز شکلگیری بسیاری از ابداعات در خور توجه بشر بوده اند. در این میان جالب است که بدانید قدیمی‌ترین انیمیشن صخره‌ای جهان نیز توسط هنرمندان ایرانی بر دل سنگ‌های کوه طاق بستان در  نگاشته شده است.

طاق بستان

طاق بستان

اگر میتوانید

اگر میتوانید
قیچی کوچکی را به آدرس زیرپست کنید:
"غرب ایران
آسمان و نخلستان
سرزمینی گرم در دل رشته کوههای استوار زاگرس
خانه ای در انتهای کوچه ای باریک وبن بست
که باید یک پله بالا رفت تا داخلش شد
به سی سال پیش"
آنجا که بر روی همان یک پله
دخترکی کوچک گریان و چشم براه است
همان دختری که موهایش به طلای آفتاب طعنه میزد
کسی او را نمیبیند

موهای عروسک قشنگش سوخته و عروسک کچل شده
دیگر چشم هایش را باز نمیکند
فکر میکند که از خجالت کچل شدنش چشمهایش را بسته
میخواهد یک دسته از موهایش را قیچی کند وبه سر عروسک بچسباند
شاید چشمهایش را باز کند
دیر شد ..
دیر شد, انگار
پدرش آمد و بغلش کرد و برد
عروسک سوخته با نخل های سوخته تنها ماند
دخترک کوچک خون گریه میکند
دلداریش دهید
به او بگویید که این اولین داشته اش نیست که ازو میگیرند
و اولین باری نخواهد بود که دلش میسوزد
به او بگویید عروسکش خجالت نمیکشید
او مرده بود.
بگویید آن صداهای وحشتناک رعد وبرق نبود
صدای جنگ بود.
بگویید تا بداند که جنگ کاخ رویاهای عروسکش را
ویران ساخت
و تا سالها
صورت سوخته عروسکش را
مهمان خوابهای کودکانه اش کرد

کوتاه ترین رود خانه جهان

Img_0110در دل رشته کوه های زاگروس و در غرب ایران چشمه ای از دل کوه می جوشد که پیدایش آن به 60 میلیون سال قبل می رسد.این چشمه که در محل و زبان کردی به نام کانی بل معروف است نام خود را از خدای آب بابلیان باستان که بل نام داشته گرفته است.(بل در واژه یونانی یعنی خدای آبها) .آبدهی این چشمه سه هزار لیتر درثانیه و پس از طی نمودن 15 متر به رودخانه سیروان می ریزد.در حال حاضر کوتاهترین رودخانه ی جهان که به ثبت رسیده است رودخانه دی ریور (D River) است که طول آن 37 متر و در شهر لینکن سیتی در ایالات اورگان امریکاست حال با توجه به مشخصات رودخانه کانی بل می توان آن را کوچکترین رودخانه جهان نامید و ثبت جهانی نمود.آب این چشمه از لحاظ کیفی در زمره بهترین آبهای معدنی دنیا بوده و یکی از پرآب ترین چشمه های غرب ایران است.در اطراف این چشمه سه واحد تولید آب معدنی،یک مزرعه پرورش ماهیان سردآبی و یک آسیاب قدیمی قرار دارد که با آب این چشمه تامین می شوند.در دو کیلومتری این چشمه روستای تاریخی و گردشگری هجیج قرار دارد. این روستای تاریخی که آخرین روستای استان کرمانشاه در شهر مرزی نوسود می باشد دارای 180 خانوار است و یکی از معروفترین روستاهای پلکانی است. تمام خانه های هجیج از سنگ و اغلب به صورت خشکه چین و پلکانی ساخته شده به گونه ای که پشت بام هر خانه حیاط خانه دیگری است.

گلیم هرسین

 

آشنایی با انواع گلیم

گلیم هرسین بنا بر ذوق و سلیقه بافنده و شرایط اطراف او بافته می شود. در حاشیه و زمینه، نقش ها ریز و پر بافته می شوند، به طوری که جای خالی در این گلیم وجود ندارد. از پشم بز به علت ضد بید بودن در حاشیه گلیم استفاده می کنند. رنگ های گلیم هرسین عمدتا به سفید، سورمه ای، سبز و قرمز و اخیرا سرخابی محدود می شود.


چند عکس زیبا از شهر صحنه

دریند صحنه



دربند صحنه


دربند




خیابان آرامگاه


عکاس :فردین رضایی

نمونه‌هایی از اصطلاح های خاص لهجه کرمانشاهی

 

سی کونگاه کن
بشیوانشبه همش بریز
می‌تانممی‌توانم
برِی چِهبرای چه؟
چیجوچه جور ?
وَخی دیهبرخیز دیگر!
کُره ولمان بوکوعزیز جان، ولمان کن!
بشش بوگوبهش بگو
نشتمنشستم
وخیزادمبلند شدم
بری چهچرا؟ برای چه؟
تن علیتو را به علی قسم
وِی میسیمی‌ایستی؟ می‌مانی؟
غیریمقداری؛ تعدادی (واحد شمارش نامعلوم)
کُره گرفدیدمان بنه قن؟عزیزم، ما را نخ درون نبات گرفته‌ای؟ (انگاشته‌ای؟)! (ما را دست انداخته‌ای؟)
کُره گرفدیدمان دستگاه؟عزیزم، آیا ما را سرکار گذاشته‌ای؟
کُره بذارمان!ما را رها کن، ما را بهل
هشتمشگذاشتمش